بررسی روش های نوین تدریس در دروس پیام های آسمانی و قرآن و ارائه راهکار ها و پیشنهادات در جهت بهبود وضعیت تدریس

بررسی روش های نوین تدریس در دروس پیام های آسمانی و قرآن و ارائه راهکار ها و پیشنهادات در جهت بهبود وضعیت تدریس
بررسی روش های نوین تدریس در دروس پیام های آسمانی و قرآن و ارائه راهکار ها و پیشنهادات در جهت بهبود وضعیت تدریس|747827|zaranetwork

گرد اوری شده در 43 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش+فرم تکمیل شده شماره 2 جهت ارائه به ادراه آموزش و پرورش

مقدمه

تربيت ديني يكي از مهم‌ترين اهداف نظام آموزشي كشور است و اهميت و جايگاه ويژة آن باعث شده است درس مستقلي، كه عموماً تحت عنوان قرآن و تعليمات ديني شناخته مي‌شود، با ساير دروس در هر پايه تفاوت‌هاي عمده‌اي داشته باشد. اصولاً ماهيت دروس ديني به‌گونه‌اي ا‌ست كه از نظر محتواي آموزشي، فرايند يادگيري و شيوه‌هاي آموزشي با دروس ديگر قابل مقايسه نيست.

به عبارت ديگر، هر فعاليتي كه از سوي معلم براي يادگيري در دانش‌آموز انجام شود، صرف‌نظر از ارزش محتواي مورد يادگيري، آموزش و تدريس محسوب مي‌شود. در این صورت و دروسي چون رياضي، جغرافيا، زيست‌شناسي، تاريخ، علوم‌پايه و... همگي از اين نظر در يك رديف جاي مي‌گيرند، اما اگر يادگيري را مفهومي فراتر از آموزش تلقي كنيم و در واقع آن را هدف آموزش بدانیم، در آن صورت بايد فرايندي را كه در استمرار زمان باعث ايجاد تمرين، تجربه و تغييرات تدريجي و نسبتاً پايدار در دانش‌آموز شود، يادگيري تلقي كرد.(ساجدی ،ش42: 4)

درس پیام های آسمانی از اين نظر با ساير دروسي كه نام برديم بسیار متفاوت است.

زيرا يادگيري در تربيت ديني بيش از آنكه نظري باشد، عملی است. در حالي‌كه سایر دروس1 چندان در عرصة عملي مطرح نيستند. اگر چه در مورد آموزش دروس آزمايشگاهي مفهوم آموزش عملي به چشم مي‌خورد؛ اما عمل در اين دروس همان مهارتی است كه اگر در فرايند آموزش به‌دست نيايد، لطمه‌اي به شخصيت و ساختار وجودي دانش‌آموز وارد نخواهد ساخت؛ چراكه حوزة عمل در آن‌ها خود محتواي دروس‌اند، نه خود دانش‌آموز. در حالي‌كه هدف تربيت ديني ايجاد كنش و رفتارهاي خاصی است كه بود و نبود آن‌ها اساساً بر ساختار وجودي و شخصيت دانش‌آموز تأثيرگذار است.

تربيت یعنی استعدادهای درونی را، که بالقوه در یک شیء موجود است، به فعلیت در آوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است.( مطهری، :56 و 57)

بر آن است تا استعدادها و قابليت‌هاي دانش‌آموز را در جهت كمال انساني وي در تقرب به خداوند، که سرچشمة كمال است، شكوفا كند و در اين مسير از توانايي‌هاي خود بهره ببرد.

لذا چنانچه ارزش‌هاي وجودي فرد براي خودش يا براي آموزش‌دهندگان وي شناخته شده نباشد، تربيتي صورت نخواهد گرفت و آنچه در قالب تربيت صورت مي‌گيرد، بيشتر شرطي شدن است تا پرورش و تغيير رفتار آگاهانه، كه از مشخصات تربيت به معناي واقعي آن است. تفاوت معناي تربيت در مورد انسان و حيوان نيز همين است. برای مثال، اگر بخواهیم رفتاری مؤدبانه مانند «دست دادن» را به کودک بياموزيم، كافي است او را عملاً در موقعيت‌هاي مختلفي كه اين ‌كار مجاز است، تعليم دهيم و محدودة اين رفتار را براي او مشخص كنيم. به این ترتیب، او به‌تدريج خواهد آموخت كه كي، كجا و با چه كساني دست بدهد.

حال اگر اتفاقاً دست اين كودك يا نوجوان در حادثه‌اي آسيب ببيند، بشكند يا به هر دليل ديگري نتواند دست خود را حركت دهد، اين رفتار مؤدبانه به شكلي ديگر، كه جايگزين قبلی است، باز هم صورت مي‌گيرد؛ مثلاً تكان دادن يا خم كردن سر و... . در حالي‌كه همين دست دادن را مي‌توان به حيوانات نيز آموخت. چنان‌كه در سيرك‌هاي نمايشي توسط مربيان كارآزموده به شيرها آموزش داده مي‌شود و آن‌ها نيز مانند انسان‌ها با مردم دست مي‌دهند. اما هرگز شير آسيب‌ديده‌اي كه قادر به حركت دادن دست خود نيست، رفتار جايگزين ندارد! زيرا رفتار قبلي او (دست دادن) آگاهانه و هدفمند نبوده بلكه تنها يك واكنش ناشي از شرطي شدن بوده است.( جعفری:210 و 211)

تأكيد بر جايگاه ويژة دروس قرآن و تعليمات ديني در نظام آموزشي از آن جهت صورت مي‌گيرد كه هدف اصلي، يادگيري عملي و التزام به كاربرد آموخته‌هاست. آموزه‌هايي كه قابل حصول و انسان‌سازند و دامنة آن‌ها از حوزة نظري فراتر می‌روند و تمام اركان و شئون زندگي فرد را دربرمي‌گيرند.

اساساً اين نوع تربيت با تمامي واقعيات خارجي زندگي انسان و پيوند او با هستي ارتباط دارد. لذا جهت نیل به هدف و نقطة مشخصي كه تربيت ديني در پي آن است، باید برنامه‌ریزی شود. برنامه‌هايي كه مشتمل بر نحوة ارتباط فرد با خدا، مردم، طبيعت و خودش باشد. بديهي است چنين برنامه‌اي بر پاية اصول مشخصي كه از بايد و نبايدهاي معين برمي‌خيزد و بر مبناي قواعدي كه توسط مربيان لحاظ مي‌شود، تدوين خواهد شد.