بررسی بحران حمل و نقل عمومي در هند(پايمال كردن نيازها با داشتن منابع محدود)

بررسی بحران حمل و نقل عمومي در هند(پايمال كردن نيازها با داشتن منابع محدود)
بررسی بحران حمل و نقل عمومي در هند(پايمال كردن نيازها با داشتن منابع محدود)|30020040|zaranetwork

فرمت فایل: word



تعداد صفحات: 31









خلاصه



رشد سريع جمعيت شهري هند كه شديد بزرگ شده است، به كل سيستم‌هاي حمل و نقل فشار آورده است. رشد و افزايش تقاضاي سفرهاي دور از منابع محدود سرويس‌ها و شالوده‌هاي حمل و نقل تجاوز مي‌كند. حمل و نقل عمومي به طور خاصي كاملاً درهم شكسته شده است. بيشتر اتوبوس‌ها و سرويس‌هاي قطاري بسيار شلوغ، غيرقابل اطمينان، آرام، ناجور، ناهماهنگ و خطرناك شده‌اند. به علاوه مالكيت عمومي و عملكرد بيشتر سرويس‌هاي حمل و نقل عمومي به طور وسيعي سودمندي خود را از دست داده و باعث افزايش هزينه‌ها شده‌اند. شهرهاي كشور هندوستان شديداً نياز دارند كه سرويس‌هاي حمل و نقل عمومي خود را بهبود بخشيده و توسعه دهند. متاسفانه كمك‌هاي مالي ناچيز دولت و فقدان كامل هرگونه نيروي پليس پشتيبان مانند حق تقدم ترافيكي براي اتوبوس‌ها، سيستم حمل و نقل عمومي شهري را در يك وضعيت تقريباً غيرممكن قرار داده است.



مقدمه



حمل و نقل عمومي مواجه است با مشكلات سخت و طاقت‌فرسايي تقريباً در تمامي كشورهاي در حال توسعه، هرچند كه وضعيت‌هاي مختلف از كشوري به كشور ديگر و حتي از شهري به شهر ديگر.



شايد از همه مهمتر، فقدان منابع مالي براي تهيه سرمايه‌گذاري لازم جهت حمايت و بهبود اتوبوس‌ها و سيستم‌هاي ريلي موجود و ايجاد انواع جديد آنها مي‌باشد. همچنين بسياري از تكنولوژي‌هاي پيشرفته قابل دسترسي در اروپاي غربي به سادگي قابل تهيه و بهره‌برداري براي كشورهاي در حال توسعه نمي‌باشد. سيستم حمل و نقل عمومي در كشورهاي جهان سوم بسيار متضرر شده از فسادهاي مزمن و بي‌كفايتي، ازدحام و شلوغي بيش از حد، سرويس‌هاي غيرقابل اطمينان، خيابان‌هاي شلوغ، اتوبوس‌هاي از كار افتاده و يك محيط عملياتي كه اغلب دچار هرج و مرج و ناهماهنگي كامل مي‌باشد.



اين مشلات حمل و نقل عمومي به طور متداول در درون زمينه وسيعتري از مهار مشكلات حمل و نقل شهري رخ مي‌دهد. در كشور هند آلودگي‌هاي هوايي و صوتي و ترافيكي و ازدحام و ميزان تلفات اغلب در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته، بسيار بيشتر و سخت‌تر مي‌باشد. يك انتظار محتمل از درآمدهاي پايين كشورهاي در حال توسعه، ايجاد يك بازار عظيم پنهاني از گردانندگان حمل و نقل عمومي مي‌باشد.



در حقيقت، بسياري از شهرهاي مقيم به قدري فقير مي‌باشند كه حتي توان ايجاد كرايه‌هاي پايين را نداشته و مسيرها در اين شهرها براي خدمت‌رساني به قشر نيازمند طراحي نشده‌اند. بنابراين قشر فقير در كشورهاي در حال توسعه از سطوح پايين تحرك و آسايش و راحتي آزار بيشتري نسبت به كشورهاي غربي مي‌بينند.



در بسياري از موارد، وضعيت كشور هند شبيه كشورهاي در حال توسعه مي‌باشد. بزرگترين مشكل مهم و متداول در كشور هند، در آمد بسيار پايين براي هر نفر تنها در حدود 2540 دلار در سال 2002 مي‌باشد كه كمتر از يك دهم درآمد متوسط كشورهاي آمريكاي شمالي و اروپاي غربي است.





هند مجبور شده است كه كرايه‌هاي حمل و نقل عمومي خود را بسيار پايين نگه دارد، به اين علت كه 23%از جمعيت شهري آن در فقر و تنگدستي زندگي مي‌كنند. هند به طور جدي درآمدهاي عملياتي سيستم حمل و نقل عمومي را محدود كرده كه اين كار حتي تهيه مخارج روزمره و وسايل جايگزين را مشكل ساخته، ولي به سيستم اجازه نوسازي و توسعه را مي‌دهد. فقر نه تنها يك مشكل در سطح فردي مي‌باشد، بلكه همچنين در بخش‌هاي عمومي،‌ با شهرها و سيستم‌هاي حمل و نقل عمومي به طرز نااميد كننده‌اي باعث فقدان منابع مالي ضروري براي سرمايه‌گذاري زيربنايي، وسايل حمل و نقل تكنولوژي‌هاي جديد و كرايه‌هاي مناسب شده است. مشكلات مالي منجر شده از درآمدهاي پايين فردي در كشور هند، حتماً بزرگترين مشكل براي رويارويي در سيستم حمل و نقل عمومي هند مي‌باشد، اما با اين وجود موارد ديگري هم موجود مي‌باشد، مانند:



بي‌كفايتي، ازدحام خيابان‌ها، تصادفات ترافيكي، فقدان برنامه‌ريزي، شلوغي بيش از حد، سروصدا و در نهايت ناهماهنگي به هر نوعي.



گرايشات در كاربردهاي زميني و جمعيتي



رشد سريع جمعيت شهري هند ـ ‌مانند ديگر كشورهاي در حال توسعه ـ باعث بوجود آمدن يك نياز عظيم براي سرويس‌هاي حمل و نقل عمومي كابردري به جهت حمل و نقل حجم وسيعي از مسافرين از ميان مناطق شهري پرجمعيت و متراكم شده است. در سال 2001 بالغ بر 285 ميليون هندي در شهرها زندگي مي‌كردند كه اين جمعيت بيشتر از تمام شهرهاي متحد آمريكاي شمالي بود. مخصوصاً رشد بسيار سريعي در مناطق وابسته به پايتخت وجود داشت، مانند مومبايي (بمبئي)، كولكاتا‌ (كالكوتا) و دهلي كه اكنون هر كدام جمعيت بيش از 10 ميليون دارند. چنايي (مادرس)‌، حيدرآباد، احمدآباد و بنگالور هر كدام بيش از 5 ميليون مقيم دارند و 35 منطقه وابسته به پايتخت جمعيتي بالغ بر 1 ميليون نفر دارند كه تقريباً دو برابر جمعيت در سال 1991 مي‌باشد، از زماني كه نياز شهرهاي بزرگ به حمل و نقل عمومي از رشد جمعيت سرعت بيشتري پيدا كرده است.