بررسي اصول و تاکتيکهاي جنگي نظامي پيامبر اسلام

بررسي اصول و تاکتيکهاي جنگي نظامي پيامبر اسلام
بررسي اصول و تاکتيکهاي جنگي نظامي پيامبر اسلام|30012259|zaranetwork

مقدمه:



از زمان آشکار شدن بعثت ،حضرت محمد با جدي تر ين مشكلات در جهت ترويج و تبليغ دين اسلام مواجه شد در آن زمان طرفداران دين محمد و يا همان سپاه اسلام نسبت به سپاه دشمنان بسيار اندک بودند .با آمدن اسلام موقعيت اجتماعي و حکومتي بسياري از مشرکين و همچنين حاکمان وقت با مشكل مواجه شد و آنها در صدد برآمدند تا با عناوين مختلف با محمد وارد جنگ شوند .اما چگونه محمد با سپاه اندک مي توانست در برابر سپاه دشمنان که از هر نظر بر سپاه اسلام برتري داشت غلبه کند؟البته سپاه اسلام در بعضي از جنگها با اتکا به سلاح ايمان و انگيزه شهادت پيروز مي شدند ولي اين کافي نبود ،پيامبر اکرم با استفاده از تاکتيکهاي جديد نظامي و با فرماندهي بسيار دقيق اين برتري عددي و تجهيزاتي دشمن را خنثي مي‌کردند.



ما سعي مي کنيم در اين مقاله بعضي از مهمترين اصول و تاکتيکهاي نظامي پيامبر را که باعث پيروزي سپاه اسلام شد را بيان کنيم.







روش غافلگيري



پيامبر از هيچ جنگي غافلگير نشد و تقريبا در اکثر جنگها از روش غافلگيري نهايت بهره را برد و براي اينکه طرح غافلگيري را که مفيدترين و کم ضررترين طرحها با کمترين کشته و مخارج است به نحو احسن به مرحله اجرا درآورد و همواره چند مورد زير را مقدمتا انجام مي داد.



الف خودداري از افشاي حمله



شايد جاسوسان دشمن و ستون پنجم در هيچ دستگاهي به ا ندازه دستگاه خلافت رسول اکرم بي بهره و محروم نبوده اند . حتي نزديکترين و همراز و محبوبترين ياران پيامبر مطلع نبود که چه وقت و به کجا پيامبر حمله خواهد نمود.



طبري مي گويد: چون پيامبر به غزا ميرفت آشکار نمي گفت و جايي جز آنچه را که منظور داشت ياد ميکرد .



در حمله به خيبر پيامبر طليعه سپاه را به طرف غطفان ميفرستد. براي همه مسلم شده بود که پيامبر آهنگ غطفان دارد حتي براي مدتي بين غطفان و خيبر اردو مي زند تا هرگونه ظن و گمان را در دشمن از بين ببرد و هرگونه ترديد را بشويد اما بعد با سرعت به خيبر حمله ميکند و آنجا را محاصره مي کند .



در غزوه بني لحيان پيامبر بطرف شام حرکت ميکند تا قريش و بني لحيان از قصد او آگاه نشوند و بعد در بين راه به سرعت تغيير مسير ميدهد و حمله ميکند حمله غافلگيرانه که از اهم تاکتيکهاي پيامبر بود با مقدمات و حسابهاي دقيق که لازمه اين نوع حمله است صورت ميگيرد لذا پيامبر کمبود و نيروي خود را در قبال کثرت نيروي دشمن باين نحو جبران مي‌نمايد.



در حمله به يهوديان بني قريظه ،حمله بطوري سريع و غافلگيرانه است که دشمن حتي فرصت استفاده از امکانات و وسائل نظاميش را نمي کند و با وجوديکه داراي 700 مرد جنگي و وسائل کافي و مجهز است امکان استفاده از آن را پيدا نميکند.



در فتح مکه هنگاميکه سپاه اسلام از شهر خارج ميشود و حرکت مينمايد هيچکس نميدانست پيامبر قصد کجا دارد.پيامبر براي اينکه دشمن را کاملا غافلگير کند از يک شب قبل از حمله ،از خروج کليه ساکنين مدينه به بيرون از شهر جلوگيري ميکند و نمي گذارد احدي از شهر خارج گردد.



درس برزگ فتح مکه اينستکه سپاهي به آن بزرگي که فقط ده هزار سوار دارد در آن روزگار تا دم گوش مردم مکه پيش ميرود بدون اينکه احدي از مردم مکه با خبر شده باشند و غافلگيري آنچنان شد که قريش مجال هر کاري را از دست داد.